بیشتر بدانیم
 
بیشتر از دیگران بدانید، بیشتر از دیگران کار کنید، کمتر انتظار داشته باشید. (ویلیام شکسپیر )
بیشتر ایرانیان قهوه را نوعی نوشیدنی فرنگی میدانند که از اواسط دوران قاجار توسط انگلیسی ها به ایران آمده است، حتی بیشتر مورخین مفخم و بسیار دانای پس از انقلاب هم در کتب خود ورود قهوه به ایران را منصوب به اشخاصی مانند تالبوت و رویتر میدانند و چای را که چند قرن پس از قهوه آمده دم نوشی اصیل تر در فرهنگ ایرانی میدانند.
اما خوب است بدانید قهوه در ایران پیش از هر کشور دیگری در آسیا و اروپا شناخته شد و از ایران به عثمانی و سپس به اروپا رفت و پس از آن اسپانیایی ها و ایتالیایی ها آن را در اروپا گسترش دادند و تنها ۱۰سال قبل از انقلاب فرانسه برای اولین بار قهوه به دربار فرانسه راه یافت و شکل امروزی خود را گرفت (قهوه فرانسه و سپس قهوه فوری).
اما چگونگی این روند شاید نکته ای تاریخی و پنهان برای بسیاری از مردم ایران باشد نکته ای که تا به امروز برای اکثریت مردم شاید از روی عمد خواسته اند پنهان بماند.
در زمان حمله مغول گروهی از اشراف فارس به تانگانیا یا همان تانزانیا امروزی مهاجرت کردند، که سپس حکومتی به نام شیرازی در شهر دارالسلام که همچنان بزرگترین شهر تانزانیا است تشکیل دادند. از این جماعت همچنان اقلیتی ۴ هزار خانواری معروف به فارس که در تانزانیا به اعیان زاده ها گفته میشود وجود دارند.
پس از تشکیل حکومت صفویه در سال 1503 تعدادی از نوادگان این مهاجرین به دلیل سلطه نسبی پرتغالی ها در آن محدوده به ایران بازگشتند و راه تجاری ایران تانزانیا را باز کردند. از جمله کالاهای وارداتی توسط این گروه قهوه و میخک (که گرد آن بسیار در ادویه های فارس و جنوب دیده میشود) بود. این راه تجاری و درگیری با پرتغالی ها و اسپانیایی ها در آن زمان منجر به عقد پیمانی مبنی بر حق برداشت و خرید قهوه تانزانیا برای ایران بود، حقی که تا سال ۵۷ بنا بر اسناد ایران قویا برای خود نگاه داشته بوده است.
بنا بر اسناد تاریخی شاه عباس بنادر تانزانیا را به توپخانه مسلح کرده بود. از آثار این این توپخانه ها، توپ های غنیمت گرفته شده از عثمانی در نبرد چالدران است که در موزه عجایب دارالسلام است، این روند تا پایان صفویه ادامه داشته است.
در همین دوران قهوه خانه ها در ایران پدید آمدند و برو بیایی کسب کردند. جالب است که این قهوه خانه ها در ان زمان مورد اعتراض بسیاری از علما و روحانیون قرار گرفتند، که شاه عباس بسیار از این موضوع رنجیده شد. شیخ بهایی نیز با حضور در قهوه خانه ها و مجلس های بزم و شاهنامه خوانی این قهوه خانه از طرف بسیاری طرد شد.
اما حضور مردانی چون میرداماد و شیخ بهایی در قهوه خانه ها باعث شد پس از مدتی این اعتراض ها کم رنگ شوند. شاه نیز تقدیر شایانی از اینان به خاطر حمایت ایشان نمود. هر چند هیچ یک از این ۲ بعد ها از رفع منع شرب شراب حمایت نکردند، اما این موضوع باعث تسهیل راه شاه عباس برای آن شد و شرب شراب تا دوران زندیه پس از نماز مغرب در میخانه ها آزاد بود.
در دوران افشاریه نیز نادرشاه به سرعت به ارزش تجارت قهوه پی برده بود و خرید قهوه را برای تجار اروپایی در مقابل خرید زعفران و زیره از ایران میداده است. از آثار این دوران در تانزانیا چاه آب افشاری است.
پس از افشاریه در دوران زندیه، کریم خان حق ۳۰ سال قهوه تانزانیا را در مقابل یک جلد قرآن طلاکوب اهدایی از سلطان عثمانی به عثمانی واگذار نمود.
در دوران قاجار یکی از اولین اقدامات آقا محمد خان که شخصا علاقه فراوانی به قهوه داشت احیا این امتیاز بود. همانطور که بسیاری میدانید ایل قاجار مهارت خاصی در سرو قهوه داشتند و قهوه ای که امروزه به عنوان قهوه ترک شناخته میشود و همراه با کف و دم است، روش سرو قجری است (روش سرو عثمانی با یک بار جوش و بدون دم است). حکومت قاجار نیز به حمایت نظامی و مالی به تجار برای ادامه تجارت قهوه ادامه دادند. از آثار این دوران حمام قجری است که به دستور یکی از دختران لطفعلی شاه ساخته شده است.
با صدارت امیرکبیر و اصلاحات وی در سال 1850، عملا نیمی از ارتش و نیمچه ناوگان دریایی که ایران در آن زمان داشت از کار بیکار شدند تا هزینه های اضافی دولت کاهش یابد. یکی از این دسته های ارتش نیروهای زنگبار بودند که در تانزانیا خدمت میکردند. این عمل منجر به قرار گرفتن مناطق حاصل خیز تانزانیا تحت سلطه اعراب و نهایتا به پیوستن تانزانیا به مستعمرات المان در سال 1885 منجر شد.
پس از جنگ جهانی اول قیومیت تانزانیا به انگلیس واگذار شد که در زمان صدارت سید ضیا الدین طباطبایی که خود چندین بار به آفریقا و به خصوص دارالسلام سفر کرده بود با اصرار و تهدید واگذاری نفت به فرانسوی ها، امتیاز قهوه به ایران باز پس داده شد، این موضوع از توصیه های اصلی وی به سردار سپه بود که بعد ها به گفته بسیاری از تحلیل گران شاید یکی از دلایل سقوط پهلوی همان حساسیت به این موضوع بود.
در ۲۶ آوریل 1964 تانزانیا تبدیل به یک جمهوری مستقل شد و در فاصله کمی امتیاز قهوه را لغو کرد، این موضوع منجر به ورود یک گردان زرهی، ۴ هنگ تفنگداران دریایی و یک گردان تکاور ارتش ایران به تانزانیا شد.
کل این روند از زمان اخطار دولت ایران تا زمان ورود ارتش کمتر از یک شبانه روز به طول انجامید، که امیر عباس هویدا در خاطرات خود گفته است روز جمعه ظهر خبر این ورود ارتش را در یکی از روزنامه های صبح فرانسه خواندم. این تهدید نظامی به دستور مستقیم شخص آریابد، شاه ایران صورت گرفت و جز فرماندهان ارتش هیچ کس از آن اطلاع نداشت.
این تهدید نظامی در نهایت منجر به اعتراض ۴۰ کشور به ایران از جمله آمریکا و باز پس گیری این امتیاز برای ایران منجر شد. گفتنی است مصر و اسرائیل از جمله معدود حامیان ایران در این موضوع بودند و چین، روسیه، کوبا و ترکیه از جمله معترضین اساسی به ایران بودند.
پس از این اتفاق آمریکا از تعهد خود مبنی بر تجهیز ناوگان هوایی ایران به سلاح های مشابه خود در مقیاس ۱ به ۴ به بهانه مختلف سر باز زد. ایران نیز در مقابل از تعهد خود مبنی بر عدم فروش نفت به روسیه (شوروی) سر باز زد. در نهایت از سال  ۵۷ پس از انقلاب در هیچ سند تاریخی اثری از امتیاز جنجالی قهوه مشاهده نمیشود.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 توسط امیرعلی خمسه